چه حماقتی دارم من
با این رفتار و این اخلاق این همه اصار و پایداری از طرف من برام جالبه
آدم ها رو نمی فهمم... هر چه قدر هم بدبخت و زخمی باشن این همه قهر و دشمنی رو نمی تونم هضم کنم
این همه چنگ زدن به جدایی و نابودی و دوری
این که آدم ها بزرگ نمی شن. ترسشون از مکالمه و مشاوره همچنان پا بر جا می مونه
این که هنوذ نمی تونن جلوی نادوست بایستن و بگن تو اشتباه کردی
از همه بدتر.. دره ای طاقت این رو ندارن که بفهمند اشتباه از دیگری نبوده. از خودشون بوده
از این دنیا . این آدم ها عجیب می ترسم
اما باز دلتنگشون می شم
No comments:
Post a Comment